در فرایند تسهیلگری، حاشیه هابه اندازه متن مهم هستند

در فرایند تسهیلگری پروژه هاو فعالیت های اجتماع محور معمولا تسهیلگران با دو موقعیت مواجهند:متن و حاشیه.
متن، موقعیتی است که تسهیلگران در یک گروه یا جلسه یا کارگاه آموزشی در مرکز یا به اصطلاح "متن" تعامل شرکت کنندگان قرار می گیرند و تلاش می کنند فرایند گفت و شنود را در بین حاضران تسهیل کرده و مشارکت جمع را به حداکثر برسانند. در چنین موقعیتی و همزمان با آن، موقعیت دیگری در "حاشیه" در جریان است.حتما در کار تسهیلگری متوجه شده اید که برخی از دور جلسه را می نگرند، مدتی می نشینند و بعد بدون اینکه حرفی بزنند جلسه را ترک می کنند. گاهی دو یا چند نفر در حاشیه جلسه یا بحث گروهی، درگیر بحث های جدی می شوند. گاهی افرادی هستند که گرچه به طور فیزیکی در داخل کارگاه حضور دارند اما در واقعیت امر، به متن کار دل نمی دهند و مدامحواسشان پرت است یعنی در حاشیه هستند.
در کار تسهیلگری، حاشیه ها اگر مهمتر از متن نباشند، حداقل به اندازه متن مهم هستند. از این رو معمولاتسهیلگران حرفاه ای تلاش می کنند برای از دست ندادن فرایندهایی که در حاشیه در حال رخدادن هستند، دی کی تیم تسهیلگری کار کنند و فضای متن و حاشیه رابین خود تقسیم کنند گاهی اتفاقاتی که در حاشیه ها رخ می دهد، جریان کار در متن را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد.
مثال: در یکی از روستاها، تیم تسهیلگری مشغول برنامه ریزی مشارکتی بودند. برخی از اهالی روستا حضور داشتند و به دو روه تقسیم شده بودند که در خصوص دو طرح معیشت جایگزین بحث و تبادل نظر می کردند. یکی از تسهیلگران، متوجه شد که دو دختر جوان که خواهر هم بودند، حواسشان به کارنیست و نگران به نظر می رسند. علت را از آنها جویا شد .یکی از دختران جواب دادند: باید بروم از چاه آب بیاورم. تسهیلگر به او گفت ما می رویم آب می آوریم و با مادرتان هم صحبت می کنیم. لطفا شما دیگر نباشید و در جلسه باشید، دختر جوان به اکراه پذیرفت اما هنوز حواسش پرت بود.
تسهیلگر و همکارش به سراغ مادر دختران جوان رفتند و گفتند که برای کمک آمده اند. مادر گفت: نه نیازی به کمک ندارد اما از تسهیلگر پرسید که آیا می شود که جلسه را زودتر تمام کنید تا دختران زودتر به خانه بیایند؟ تسهیلگر به او توضیح داد که گروه الان در حال انجام کار مهمی است و هنوز نیم ساعت دیگر کار دارند. آیا امکان دارد که دختران نیم ساعت دیگر در جلسه بمانند؟ مادر گفت: آخر برادرشان از سر زمین برگشته و اگر دیر بیایند دعوایشان می کند.
بنابراین اصل نگرانی دختران، آب یا کارهای خانه نبود، اصل برادر نگران بود که دختران را نگران کرده بود.
تسهیلگر تصمیم گرفت که با برادر صحبت کند. او را صدا کرد و در ایوان خانه همگی نشستند. تسهیلگر کیفی پر از صنایع دستی تولید شده توسط گروه های محلی مختلف در ایران و دنیا به همراه داشت. کیف را باز کرد و به مرد جوان توضیح داد که این صنایع دستی توسط چه کسانی تولید شده است. هیچکدام از این صنایع  دستی، بزرگ و گران قیمت نیستند که گروه در فروش آنها دچار مشکل شوند. مثل تابلوفرش هایی که توسط خواهران شما بافته شده است و فروش آنها سخت است. برادر جوان بسیار تحت تأثیر صنایع دستی کوچک و محلی قرار گرفته بود. تسهیلگر همچنین درباره تغییر الگوی کشت متناسب با اقلیم و آب و هوای مناطق توضیح داد. مرد جوان بسیار خسته از کار کشاورزی کم بازده بود. به دقت گوش داد و بسیار علاقمند به مشارکت در کار گروهی شد.تسهیلگر به وی توضیح داد که در برخی از مناطق کشاورزان به محققان درمزرعه تبدیل شده اند و توانسته اند بذرهای بومی متناسب با اقلیم خودشان را شناسایی کنند و بازده کشت را تغییر داده اند.
بنابراین، حاشیه متن را  تحت تأثیر قرار داد. در این هنگام جلسه برنامه ریزی نیز به اتمام رسیده بود و دختران به خانه برگشتند. برادر جوان آنها را تشویق کرد که در جلسات شرکت کنند.

/ 0 نظر / 63 بازدید