"ما- وان" شیرزنی است که در یکی از محله های کوالالامپور زندگی می کند. ما وان که اگر آن را به انگلیسی ترجمه کنیم، می شود mother one یا همان یگانه مادر یا مادر بی همتا، نامی است که بچه های او به او داده اند. نام واقعی او "حوا" ست. اما بچه های او بچه های معمولی نیستند. کودکانی هستند مبتلا به اچ آی وی/ایدز و ما وان نمی داند که "او زودتر از دنیا خواهد رفت یا کودکانش".
خانه ما وان به کودکانی اختصاص دارد که در کودکی در خیابان رها شده اند. ما وان با پسرش که به تازگی به کمک او آمده است، خانه ای را تأسیس کرده به نام "positive shelter" یا "پناهگاه مثبت". زیرا ما وان معتقد است که در هر حالتی ما باید مثبت اندیش باشیم. سال ها پیش که ما وان جوانتر بود، همه کارها را از آموزش کودکان گرفته تا بردن بچه ها به بیمارستان و تأمین هزینه زندگی آنها، خودش به تنهایی انجام می داد برای همین او حالا دچار آرتروز زانو شده است.
ما وان کودکانش را می پرستد همانطور که بچه ها او را می پرستد. ما وان از کمک های دولتی خسته است برای اینکه نمی تواند روند کند اداری را تحمل کند و همیشه ممنون خیرینی است که به او تاکنون کمک کرده اند. کودکان وی با کودکان عادی فرق دارند. آنها باید به خوبی تغذیه شوند زیرا خیلی در برابر عفونت ها و ویروس ها ضعیف هستند.
ما وان 9 کودک و 3 نوجوان دارد. او به مادران برخی از کودکان که به خانه او می آیند، امید و انرژی هدیه می دهد. به آنها یاد می دهد که دعا کنند و مرگی را که به زودی به سراغ آنها خواهد آمد، بپذیرند. به آنها یاد می دهد که این کیفیت زندگی است که مهم است نه تعداد سالهایی که ما سپری می کنیم.
ما وان در برابر تمام سختی ها ایستاده است. سختی های ناشی از سیستم آموزشی که کودکان او را در مدرسه به راحتی نمی پذیرند. کلینیک هایی که به کودکان او خیلی دیر به دیر نوبت می دهند. و والدینی که به کودکان خود سفارش می کنند با کودکان او دوست نشوند.
اما نگرانی او هیچکدام اینها نیست. او نگران آینده فرزندان خود است. آینده ای که برای این کودکان روشن نیست. آنها نمی توانند هر کاری را انجام بدهند زیرا از نظر جسمی قوی نیستند. به دلیل مشکلات جسمی خوب نمی توانند درس بخوانند و مدارج عالی را طی کنند. حتی اگر بتوانند کار خوبی پیدا کنند، گاهی اوقات ویروس آنها را به حدی ضعیف می کند که از کار اخراج می شوند. یا کارفرماها به محض اینکه می فهمند آنها دچار بیماری ایدز هستند، عذر آنها را می خواهند.
اما ما وان ایستاده است و امیدوارانه کار خود را انجام می دهد. کمک می خواهد اما همیشه می خندد. خنده هیچگاه از لبان او نمی رود.
او گروه خود را تحت عنوان یک سازمان غیردولتی به ثبت رسانده است تا بعد از او همچنان پایدار بماند. با نیکوکاران و داوطلبانی که کار او را دوست دارند و ادامه خواهند داد.
روز جهانی ایدز گرامی باد
موسسه تسهیلگران حرفه ای پیشرو برگزار می کند:
موفقیت یک پروژه اجتماعمحور مانند هر پروژه دیگری بیش از هر چیزی بر برنامهریزی استوار است. اگر دیدگاه بهبود مستمر را در انجام پروژهها در نظر بگیریم، نخستین گام طراحی و بعد برنامهریزی است.
اهمیت برنامهریزی در فعالیتهای اجتماعمحور تا بدان اندازه است که برخی از تسهیلگران و مشاوران حرفهای معتقدند بیبرنامه کار کردن مانند این است که یک فرد یا گروه مدهوش در تاریکی کارهایی را بکنند بدون اینکه بدانند به کدام مقصد میخواهند برسند و چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
اصول برنامهریزی محلی با سایر روشهای برنامهریزی متداول متفاوت است. برنامهریزی محلی، مشارکتی است یعنی با مشارکت تمام ذینفعان یک پروژه انجام میشود. پایین به بالا است. یعنی امری خودجوش است که باید از درون اجتماع محلی آغاز شود. آیندهنگر است، یعنی نگاهش به آینده است نه به گذشته... .
تسهیلگری جلسات و کارگاههای آموزشی برنامهریزی نیازمند دانش، مهارتها و تکنیکهای خاصی است و لازم است که تسهیلگران علاوه بر تکنیکهای تسهیلگری، با روشهای برنامهریزی و اجرای آنها در اجتماع محلی نیز آشنا باشند.
کارگاه آموزش تسهیلگری در برنامهریزی، به صورت مشارکتی و با بهرهگیری از اصول یادگیری پویا پیشنیازهای لازم برای تسهیلگری چنین جلساتی را به شرکتکنندگان خواهد آموخت تا به طور حرفهای بتوانند گامی مهم در حرفه تسهیلگری و تضمین هر چه بیشتر موفقیت خود در پروژههای اجتماع محور بردارند.
موضوعات کارگاه عبارتند از :
برای ثبت نام در کارگاه با موسسه (خانم کریمی) تماس حاصل فرمایید (88545492) یا (09122240210)
موسسه تسهیلگران حرفه ای پیشرو برگزار می کند:
موضوعات کارگاه عبارتند از :
برای ثبت نام در کارگاه با موسسه (خانم کریمی) تماس حاصل فرمایید (88545492) یا (09122240210)
کتاب هم اندیشی محله ای و جایگاه آن در مدیریت محله: گامی به سوی مشارکت شهروندان در توسعه محله به همت سعید نوری نشاط، مصطفی پاکدل نژاد و پروین پاکزادمنش منتشر شد.
در پشت جلد این کتاب میخوانیم:
"هم اندیشی محله ای فرصتی برای جلب و افزایش مشارکت شهروندان ساکن محلههای شهر در مدیریت امور شهری است. هدف اولیه و مهم از تدوین این کتاب آشنایی بیشتر با مفهوم هماندیشی محلهای است به گونهای که خواننده با کاربرد و عمق اثرات آن در توسعه محله و مدیریت محلههای شهر آشنا شده و عوامل اثربخش آن را بداند. دراین کتاب سعی شده است تا ضمن بیان مفاهیم، نظریههای مرتبط با گفت و شنود جمعی و مشارکت مردم در این فرایند نیز مطرح و علاوه بر تحلیل اقدامات صورت گرفته در این خصوص، راهکارها و روشهای اثربخش نیز ارائه گردد تا خواننده و مجریانی که هدفشان عملیاتی نمودن برنامههاست، با پشتوانهای علمی و با کمترین خطا اقدامات خود را انجام دهند."
خواندن این کتاب به تسهیلگران محلی، مجریان پروژه های اجتماعمحور و علاقمندان فعالیتهای اجتماعی و فعالان جامعه مدنی توصیه میشود. علاقمندان میتوانند جهت تهیه کتاب با آقای پاکدل تماس بگیرند: (pakdelnejad@yahoo.com)
قریه تهران بیش از 600 سال پیش نام شهر به خود گرفت و آغامحمدخان قاجار بعد از مرگ کریم خان زند در اول فروردین ماه سال 1200 ه.ق تهران را که محصور بین حصار صفوی بود، به عنوان پایتخت ایران برگزید.
این شهر با جمعیت حدود صد و پنجاه هزار نفر در دوران ناصرالدین شاه قاجار به عنوان مهمترین شهر ایران بر اساس پنج محله شکل گرفته بود که در این میان محله عودلاجان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. نام این محله در قلب تاریخی پایتخت ایران برای همیشه در تاریخ ماندگار است. هم اکنون این بافت باارزش، در هیاهوی شهر تهران آخرین نفس های خود را می کشد.
گروه جوانان محله عودلاجان جهت شناسایی این محله به عنوان یکی از محلات تاریخی تهران، با همکاری دفتر محلی عودلاجان، شهرداری منطقه 12، سازمان زیبا سازی شهر تهران، کمیسیون ملی یونسکو ایران، کمیته ملی موزه های ایران، شرکت نوسازان منطقه تهران12، مهندسین مشاور باوند، نشریه فرهنگی-اجتماعی عودلاجان و خانه هنرمندان ایران مسابقه "عکاسی عودلاجان ما" را برگزار می کند.
هدف از برگزاری این مسابقه آشنایی علاقمندان به ویژگی های تاریخی و ارزش های فرهنگی یکی از محلات باارزش تهران است. امید است که این آشنایی موجب توسعه این محله با رویکرد حفاظت و احیاء زندگی و پویایی در قلب تاریخی پایتخت ایران شود.
ستاد برگزاری از عموم علاقه مندان و هنرمندان عکاس دعوت می کند تا با ارسال آثار خود در این رخداد مهم فرهنگی شرکت نمایند .
موضوع: موضوع مسابقه و نمایشگاه عکس "عودلاجان ما" ، کلان محله عودلاجان است که واقع در بین محدوده خیابان امیرکبیر از شمال، خیابان ری از شرق، خیابان 15 خرداد از جنوب و خیابان ناصر خسرو از غرب است. بنابراین عکسهایی با موضوع های اجتماعی، اقتصادی، معماری و هر مضمون دیگری که معرف این محله در محدوده ذکر شده باشد مورد پذیرش دبیرخانه خواهد بود.
بخش های مسابقه: مسابقه در دو بخش کودکان و نوجوانان (گروه سنی زیر 18 سال) و بزرگسالان (گروه سنی بالای 18 سال) برگزار می شود که آثار هر گروه به تفکیک مورد ارزیابی و انتخاب قرار خواهد گرفت.
بخش جنبی: نمایشگاه عکس های نفیس و ارزشمند محله از عکاسان حرفه ای و معروف ایران با همکاری موسسه فرهنگ و هنر به مدیریت جناب آقای مجتبی آقایی برگزار خواهد شد که این مجموعه به صورت کتاب منتشر خواهد شد.
برای دریافت فراخوان و فرم شرکت در مسابقه به سایت زیر مراجعه نمایید.
منبع: سایت عودلاجان
روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند و با شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند. آن ها آن شب را مهمان او شدند. زن نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی را بدر کنند. روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکر آن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک کنند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت. مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!". مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و برگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت و از آن جا دور شد....
سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بچه هایش چه آمد. روزی از روزها مرید و مرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود. سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند. صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشر فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود: سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم. ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند. فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد و دیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم. مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....
گرچه این فقط یک داستان حکیمانه است اما باور کنید بسیاری از مردم در نقاط مختلف کشورمان (یا بهتر است بگوییم در سراسر دنیا) هستند که وابسته به همان یک بزشان هستند. حال گاهی این بز یک آب باریکه مستمری بهزیستی یا کمیته امداد است یا آب باریکه های دیگر که حکم همان بز را دارد. انیشتن یک جمله زیبا دارد که می گوید: "اگر همانگونه که تاکنون فکر می کرده اید، فکر کنید، به همان نتیجه ای می رسید که تاکنون رسیده اید". بنابراین برای تغییر در شرایط زندگی ابتدا باید این تغییر از درون خودمان شروع شود در غیر اینصورت معجزه ای از بیرون اتفاق نخواهد افتاد. معجزات نیز باید به دست خودمان به وجود آید. اگر بخواهیم همیشه تفکر "بابا آب داد"، "بابا نان داد" را با خود به همراه داشته باشیم و منتظر باشیم که اتفاقی از بیرون بر اثر شانس یا هر چیزی که معمولا افراد ناتوان به آن معتقدند، رخ دهد، هیچگاه از چرخه ناتوانی خود بیرون نخواهیم رفت.
این نکته ای است که گروه های توسعه ای یا توانمندسازی باید به آن دقت داشته باشند و بال و پر اندیشه و خلاقیتشان را بسیار بالاتر از مستمری ها، آب باریکه ها و بزها بگسترانند و برای توانمند شدن، ایده های خلاق داشته باشند و برای عملی شدن آن ایده ها با بهره گیری از توان گروهی خود تلاش کنند.
پیروز و سربلند باشید
"تسهیلگری از نظر تا عمل" عنوان مصاحبه ای است که نشریه اینترنتی نوسازی با پروین پاکزادمنش (نویسنده وب لاگ) و آقای سعید نوری نشاط انجام داده است و آن را در این شماره خود (سال دو، شماره 13، سی و یک تیرماه سال 1390) منتشر نموده است. این نشریه با هدف اطلاع رسانی و تقویت ادبیات مرتبط در حوزه نوسازی بافت فرسوده با نگاه تسهیلگری و به منظور تولید ادبیات و انعکاس اخبار مورد استفاده برای دفاتر محلی نوسازی با هدف تسهیلگری و همچنین سایر علاقمندان تسهیلگری در محله در موضوعات مختلف منتشر می شود.در این مصاحبه ابتدا مباحث نظری در حیطه تسهیلگری مورد توجه قرار گرفته است و سپس ابعاد مختلف آن در حوزه محلی و ارتباط با مردم مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
برای خواندن متن کامل این مصاحبه می توانید به آدرس زیر مراجعه نمایید و پس از ثبت نام در سایت (که به سادگی انجام می شود) به نسخه اصلی این فایل در بخش گفتگوی ویژه دسترسی خواهید داشت:
http://nosazionline.com/13/180.aspx
چنانچه موفق نشدید به متن مصاحبه دسترسی پیدا کنید در بخش نظرات، نظر بگذارید تا بتوانم شما را در زمینه عضویت در سایت راهنمایی کنم.
پیروز و تندرست باشید
آمارتیا سن در کتاب "توسعه به مثابه آزادی" گزارشهایی را از طرح های ریشه کنی گرسنگی مثال می زند و می گوید در کشورهایی که مردم دچار سو’ تغذیه هستند برخی از خانواده ها برای اینکه همچنان مشمول دریافت کمک ها باشند یکی از فرزندان خود را در سو’ تغذیه قرار می دهند و با همان بچه کمک ها را دریافت می کنند. این بدین معنی است که خانواده کودک خود را دچار سو’تغذیه می کند تا مستمری ماهانه اش قطع نشود.
فقر در این کشورها بیشتر از آنکه فقر درآمدی باشد فقر قابلیتی است. فقری که با مستمری ماهانه رفع نمی شود. مشابه این گونه رفتارهای اقتصادی (نظیر خانواده هایی که در بالا ذکر شد) در بسیاری از جوامع فقیر مشاهده می شود. و متاسفانه سیاست هایی نظیر پرداخت مستری های ماهانه چرخه فقری را ایجاد می کند که بیرون رفتن از آن بسیار سخت می شود. اینگونه برنامه ها عموما در جهت توانمندسازی این قشر از مردم عمل نمی کنند و تنها در پی افزایش درآمد خانواده هستند. در حالیکه آنچه که نیاز اصلی این گروه هاست ارتقاء آموزش، بهداشت و ایجاد اشتغال است.