امروزه وقتی صحبت از یک گروه محلی توانمند میشود، منظور این است که این گروه از توانایی مناسبی برای تحقق اهداف خود برخوردار باشد. این توانایی، ارتباط مستقیمی با دانایی گروه دارد. این دانایی نیز به خوبی فراهم نمیشود مگر آنکه گروه هم ارتباطات مناسبی را در داخل خود شکل داده باشد و هم این ارتباطات را در سطح بیرونی گسترش داده است. در واقع، هر اندازه که ارتباطات یک گروه در درون خود، در سطح محله با همشهری ها، و نیز با گروههای دیگر، افزایش یابد، زمینه برای یادگیری، دانستن بیشتر و توانایی روزافزون فراهم مییابد. ارتباطات یعنی اطلاعات و اطلاعات یعنی توانایی.
واژه "شبکه" یک کلمه عربی است که در فرهنگ دهخدا به معنای "دام شکارچی در آب یا در خشکی" آمده است و به نظر میآید معادل فارسی آن همان "تور" باشد. در این فرهنگ لغت آمده است که "هر چه مانند دام و تور و سوراخ سوراخ" باشد، شبکه نام دارد. یکی دیگر از معانی شبکه "چاههای نزدیک به هم است که به یکدیگر راه داشته باشند". در همین فرهنگ آمده است که شبکه اصطلاحی است که برای خطوط متعدد، کثیر و متقاطع تلفن و راه آهن و تلگراف و لولههای آب که در ناحیهای محدود یا وسیع نصب شده باشند، به کار میرود. به نظر که با این مفهوم، وقتی سخن از یک شبکه ارتباطی میرود، منظور همان ارتباطات متعدد، کثیر و متقاطع افراد و گروه ها با هم است.
در زبان انگلیسی کلمه network معادل مفهوم "شبکه" است. در فرهنگ لغت آکسفورد، معنای این کلمه نظام پیچیدهای از راه ها، مسیرها و خطوطی است که یکدیگر را قطع میکنند. اما معنای دیگر شبکه، یک گروه متشکل از افراد یا شرکت هاست.
شبکهسازی یکی از اصول اساسی برای بقای یک گروه، گسترش فعالیتها و پایدارسازی آنها است بنابراین گروهها باید با این مفهوم، انواع آن و کارکردهای هر کدام آشنا باشند.
سعید نوری نشاط، پروین پاکزادمنش
یکی از بهترین ابزاری که در فعالیت های گروهی می تواند مورد استفاده قرار بگیرد، بازی های دستجمعی است. شما می توانید این بازی ها را با اهداف مختلف بکار گیرید. برای انتقال یک مطلب آموزشی، برای ایجاد انرژی و هیجان بیشتر در گروه یا برای تغییر فضای جلسه یا کارگاه آموزشی. اما ماجرا وقتی هیجان انگیز می شود که این بازی ها را درون خانواده خود استفاده کنید به خصوص اکنون که عید نوروز است و همه اعضای خانواده دور هم جمع هستند و تعطیلات هم طولانی است و گاهی حوصله ها سر می رود. یا اگر در فامیل خود بعضی از افراد دچار کدورت ها شده اند. فقط یادتان نرود در بازی های دستجمعی در خانواده شما نیازمند این هستید که بعضی از افرادی را که فکر می کنید ممکن است ساز مخالف بزنند، قبل از بازی با خود همراه کنید و برایشان نقش تعریف کنید.
بیشترین علت اختلافات، ناشی از وجود یک مشکل در فرایند ارتباط است. گاهی فرستنده خوب پیام را نمی فرستد، گاهی گیرنده خوب پیام را نمی گیرد و گاهی هم پارازیت ها زیاد هستند.
یکی از بازی های خوب برای رفع این اختلافات رسم اَشکال است. برای انجام این بازی شما نیازمند یک تکه کاغذ مقوایی به ابعاد 10 در 20، یک ماژیک و یک کاغذ بزرگ هستید. می توانید با چسباندن چند کاغذ A4 یک کاغذ بزرگتر درست کنید.
ابتدا شکلی را با استفاده از اشکال هندسی غیر متقارن روی تکه مقوای خود ترسیم کنید. سپس دو نفر شرکت کننده داوطلب انتخاب کنید. یک نفر باید با صدای بلند مفاهیمی را بگوید و نفر مقابل روی کاغذ بزرگ آنچه را که درک می کند رسم کند تا شکلی که در دست فرد گوینده است روی کاغذ بزرگ به دست فرد ترسیم کننده، خلق شود.می توانید از درب یکی از اتاق ها به عنوان مکان ترسیم استفاده کنید و کاغذ بزرگ را روی آن بچسبانید. فاصله دو نفر با هم باید بیش از 4 متر باشد. نقاش و گوینده همدیگر را می بینند و با هم گفتگو می کنند.
این بخش بازی معمولا به راحتی انجام می شود. حال شکل پیچیده تری رسم کنید. فرد نقاش را به آنسوی درب هدایت کنید و کاغذ بزرگ دیگری را به آن سوی درب بچسبانید و به او بگویید که نمی تواند از لای در گوینده را نگاه کند. حال بدون اینکه او بفهمد جای گوینده را هم عوض کنید به طوری که او هم پشتش به در باشد. ترسیم شکل پیچیده تر می شود چون تصویر ذهنی فرد نقاش از جهت ها به هم می ریزد.
به خاطر داشته باشید که تماشاچیان نباید هیچ کمکی بکنند و باید در طول بازی سکوت کنند.
بخش سوم این بازی به این صورت است که صحنه آرایی بخش دوم را حفظ می کنید دو نفر داوطلب دیگر انتخاب می کنید و شکل دیگری ترسیم می کنید و به دست گوینده می دهید. در تمام مراحل بازی نقاش نباید به هیچ وجه شکل ترسیم شده روی مقوا را ببیند. حال تماشاچیان در این مرحله ایفای نقش می کنند. باید از آنها بخواهید وقتی که گوینده می خواهد پیغام خود را که همان شکل ترسیم شده جدید بر روی مقواست به نقاش منتقل کند، سر و صدا ایجاد کنند. با صدای بلند بخندند یا با صدای بلند آواز بخوانند و پارازیت ایجاد کنند به طوری که نقاش نتواند صدای گوینده را بشنود.
خواهید دید که نقاش نخواهد توانست شکل را ترسیم کند.
لطفا بگویید چه اتفاقی در هر مرحله افتاد. چرا در مرحله دوم و سوم کارها خوب پیش نرفت؟ چه درس هایی از این بازی می توان گرفت؟
یک راهنمایی: درس این بازی تنها یک کلمه است!
"ما- وان" شیرزنی است که در یکی از محله های کوالالامپور زندگی می کند. ما وان که اگر آن را به انگلیسی ترجمه کنیم، می شود mother one یا همان یگانه مادر یا مادر بی همتا، نامی است که بچه های او به او داده اند. نام واقعی او "حوا" ست. اما بچه های او بچه های معمولی نیستند. کودکانی هستند مبتلا به اچ آی وی/ایدز و ما وان نمی داند که "او زودتر از دنیا خواهد رفت یا کودکانش".
خانه ما وان به کودکانی اختصاص دارد که در کودکی در خیابان رها شده اند. ما وان با پسرش که به تازگی به کمک او آمده است، خانه ای را تأسیس کرده به نام "positive shelter" یا "پناهگاه مثبت". زیرا ما وان معتقد است که در هر حالتی ما باید مثبت اندیش باشیم. سال ها پیش که ما وان جوانتر بود، همه کارها را از آموزش کودکان گرفته تا بردن بچه ها به بیمارستان و تأمین هزینه زندگی آنها، خودش به تنهایی انجام می داد برای همین او حالا دچار آرتروز زانو شده است.
ما وان کودکانش را می پرستد همانطور که بچه ها او را می پرستد. ما وان از کمک های دولتی خسته است برای اینکه نمی تواند روند کند اداری را تحمل کند و همیشه ممنون خیرینی است که به او تاکنون کمک کرده اند. کودکان وی با کودکان عادی فرق دارند. آنها باید به خوبی تغذیه شوند زیرا خیلی در برابر عفونت ها و ویروس ها ضعیف هستند.
ما وان 9 کودک و 3 نوجوان دارد. او به مادران برخی از کودکان که به خانه او می آیند، امید و انرژی هدیه می دهد. به آنها یاد می دهد که دعا کنند و مرگی را که به زودی به سراغ آنها خواهد آمد، بپذیرند. به آنها یاد می دهد که این کیفیت زندگی است که مهم است نه تعداد سالهایی که ما سپری می کنیم.
ما وان در برابر تمام سختی ها ایستاده است. سختی های ناشی از سیستم آموزشی که کودکان او را در مدرسه به راحتی نمی پذیرند. کلینیک هایی که به کودکان او خیلی دیر به دیر نوبت می دهند. و والدینی که به کودکان خود سفارش می کنند با کودکان او دوست نشوند.
اما نگرانی او هیچکدام اینها نیست. او نگران آینده فرزندان خود است. آینده ای که برای این کودکان روشن نیست. آنها نمی توانند هر کاری را انجام بدهند زیرا از نظر جسمی قوی نیستند. به دلیل مشکلات جسمی خوب نمی توانند درس بخوانند و مدارج عالی را طی کنند. حتی اگر بتوانند کار خوبی پیدا کنند، گاهی اوقات ویروس آنها را به حدی ضعیف می کند که از کار اخراج می شوند. یا کارفرماها به محض اینکه می فهمند آنها دچار بیماری ایدز هستند، عذر آنها را می خواهند.
اما ما وان ایستاده است و امیدوارانه کار خود را انجام می دهد. کمک می خواهد اما همیشه می خندد. خنده هیچگاه از لبان او نمی رود.
او گروه خود را تحت عنوان یک سازمان غیردولتی به ثبت رسانده است تا بعد از او همچنان پایدار بماند. با نیکوکاران و داوطلبانی که کار او را دوست دارند و ادامه خواهند داد.
روز جهانی ایدز گرامی باد
موسسه تسهیلگران حرفه ای پیشرو برگزار می کند:
موفقیت یک پروژه اجتماعمحور مانند هر پروژه دیگری بیش از هر چیزی بر برنامهریزی استوار است. اگر دیدگاه بهبود مستمر را در انجام پروژهها در نظر بگیریم، نخستین گام طراحی و بعد برنامهریزی است.
اهمیت برنامهریزی در فعالیتهای اجتماعمحور تا بدان اندازه است که برخی از تسهیلگران و مشاوران حرفهای معتقدند بیبرنامه کار کردن مانند این است که یک فرد یا گروه مدهوش در تاریکی کارهایی را بکنند بدون اینکه بدانند به کدام مقصد میخواهند برسند و چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
اصول برنامهریزی محلی با سایر روشهای برنامهریزی متداول متفاوت است. برنامهریزی محلی، مشارکتی است یعنی با مشارکت تمام ذینفعان یک پروژه انجام میشود. پایین به بالا است. یعنی امری خودجوش است که باید از درون اجتماع محلی آغاز شود. آیندهنگر است، یعنی نگاهش به آینده است نه به گذشته... .
تسهیلگری جلسات و کارگاههای آموزشی برنامهریزی نیازمند دانش، مهارتها و تکنیکهای خاصی است و لازم است که تسهیلگران علاوه بر تکنیکهای تسهیلگری، با روشهای برنامهریزی و اجرای آنها در اجتماع محلی نیز آشنا باشند.
کارگاه آموزش تسهیلگری در برنامهریزی، به صورت مشارکتی و با بهرهگیری از اصول یادگیری پویا پیشنیازهای لازم برای تسهیلگری چنین جلساتی را به شرکتکنندگان خواهد آموخت تا به طور حرفهای بتوانند گامی مهم در حرفه تسهیلگری و تضمین هر چه بیشتر موفقیت خود در پروژههای اجتماع محور بردارند.
موضوعات کارگاه عبارتند از :
برای ثبت نام در کارگاه با موسسه (خانم کریمی) تماس حاصل فرمایید (88545492) یا (09122240210)
موسسه تسهیلگران حرفه ای پیشرو برگزار می کند:
موضوعات کارگاه عبارتند از :
برای ثبت نام در کارگاه با موسسه (خانم کریمی) تماس حاصل فرمایید (88545492) یا (09122240210)
کتاب هم اندیشی محله ای و جایگاه آن در مدیریت محله: گامی به سوی مشارکت شهروندان در توسعه محله به همت سعید نوری نشاط، مصطفی پاکدل نژاد و پروین پاکزادمنش منتشر شد.
در پشت جلد این کتاب میخوانیم:
"هم اندیشی محله ای فرصتی برای جلب و افزایش مشارکت شهروندان ساکن محلههای شهر در مدیریت امور شهری است. هدف اولیه و مهم از تدوین این کتاب آشنایی بیشتر با مفهوم هماندیشی محلهای است به گونهای که خواننده با کاربرد و عمق اثرات آن در توسعه محله و مدیریت محلههای شهر آشنا شده و عوامل اثربخش آن را بداند. دراین کتاب سعی شده است تا ضمن بیان مفاهیم، نظریههای مرتبط با گفت و شنود جمعی و مشارکت مردم در این فرایند نیز مطرح و علاوه بر تحلیل اقدامات صورت گرفته در این خصوص، راهکارها و روشهای اثربخش نیز ارائه گردد تا خواننده و مجریانی که هدفشان عملیاتی نمودن برنامههاست، با پشتوانهای علمی و با کمترین خطا اقدامات خود را انجام دهند."
خواندن این کتاب به تسهیلگران محلی، مجریان پروژه های اجتماعمحور و علاقمندان فعالیتهای اجتماعی و فعالان جامعه مدنی توصیه میشود. علاقمندان میتوانند جهت تهیه کتاب با آقای پاکدل تماس بگیرند: (pakdelnejad@yahoo.com)
قریه تهران بیش از 600 سال پیش نام شهر به خود گرفت و آغامحمدخان قاجار بعد از مرگ کریم خان زند در اول فروردین ماه سال 1200 ه.ق تهران را که محصور بین حصار صفوی بود، به عنوان پایتخت ایران برگزید.
این شهر با جمعیت حدود صد و پنجاه هزار نفر در دوران ناصرالدین شاه قاجار به عنوان مهمترین شهر ایران بر اساس پنج محله شکل گرفته بود که در این میان محله عودلاجان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. نام این محله در قلب تاریخی پایتخت ایران برای همیشه در تاریخ ماندگار است. هم اکنون این بافت باارزش، در هیاهوی شهر تهران آخرین نفس های خود را می کشد.
گروه جوانان محله عودلاجان جهت شناسایی این محله به عنوان یکی از محلات تاریخی تهران، با همکاری دفتر محلی عودلاجان، شهرداری منطقه 12، سازمان زیبا سازی شهر تهران، کمیسیون ملی یونسکو ایران، کمیته ملی موزه های ایران، شرکت نوسازان منطقه تهران12، مهندسین مشاور باوند، نشریه فرهنگی-اجتماعی عودلاجان و خانه هنرمندان ایران مسابقه "عکاسی عودلاجان ما" را برگزار می کند.
هدف از برگزاری این مسابقه آشنایی علاقمندان به ویژگی های تاریخی و ارزش های فرهنگی یکی از محلات باارزش تهران است. امید است که این آشنایی موجب توسعه این محله با رویکرد حفاظت و احیاء زندگی و پویایی در قلب تاریخی پایتخت ایران شود.
ستاد برگزاری از عموم علاقه مندان و هنرمندان عکاس دعوت می کند تا با ارسال آثار خود در این رخداد مهم فرهنگی شرکت نمایند .
موضوع: موضوع مسابقه و نمایشگاه عکس "عودلاجان ما" ، کلان محله عودلاجان است که واقع در بین محدوده خیابان امیرکبیر از شمال، خیابان ری از شرق، خیابان 15 خرداد از جنوب و خیابان ناصر خسرو از غرب است. بنابراین عکسهایی با موضوع های اجتماعی، اقتصادی، معماری و هر مضمون دیگری که معرف این محله در محدوده ذکر شده باشد مورد پذیرش دبیرخانه خواهد بود.
بخش های مسابقه: مسابقه در دو بخش کودکان و نوجوانان (گروه سنی زیر 18 سال) و بزرگسالان (گروه سنی بالای 18 سال) برگزار می شود که آثار هر گروه به تفکیک مورد ارزیابی و انتخاب قرار خواهد گرفت.
بخش جنبی: نمایشگاه عکس های نفیس و ارزشمند محله از عکاسان حرفه ای و معروف ایران با همکاری موسسه فرهنگ و هنر به مدیریت جناب آقای مجتبی آقایی برگزار خواهد شد که این مجموعه به صورت کتاب منتشر خواهد شد.
برای دریافت فراخوان و فرم شرکت در مسابقه به سایت زیر مراجعه نمایید.
منبع: سایت عودلاجان
روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند و با شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند. آن ها آن شب را مهمان او شدند. زن نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی را بدر کنند. روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکر آن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک کنند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت. مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!". مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و برگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت و از آن جا دور شد....
سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بچه هایش چه آمد. روزی از روزها مرید و مرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود. سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند. صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشر فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود: سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم. ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند. فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد و دیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم. مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....
گرچه این فقط یک داستان حکیمانه است اما باور کنید بسیاری از مردم در نقاط مختلف کشورمان (یا بهتر است بگوییم در سراسر دنیا) هستند که وابسته به همان یک بزشان هستند. حال گاهی این بز یک آب باریکه مستمری بهزیستی یا کمیته امداد است یا آب باریکه های دیگر که حکم همان بز را دارد. انیشتن یک جمله زیبا دارد که می گوید: "اگر همانگونه که تاکنون فکر می کرده اید، فکر کنید، به همان نتیجه ای می رسید که تاکنون رسیده اید". بنابراین برای تغییر در شرایط زندگی ابتدا باید این تغییر از درون خودمان شروع شود در غیر اینصورت معجزه ای از بیرون اتفاق نخواهد افتاد. معجزات نیز باید به دست خودمان به وجود آید. اگر بخواهیم همیشه تفکر "بابا آب داد"، "بابا نان داد" را با خود به همراه داشته باشیم و منتظر باشیم که اتفاقی از بیرون بر اثر شانس یا هر چیزی که معمولا افراد ناتوان به آن معتقدند، رخ دهد، هیچگاه از چرخه ناتوانی خود بیرون نخواهیم رفت.
این نکته ای است که گروه های توسعه ای یا توانمندسازی باید به آن دقت داشته باشند و بال و پر اندیشه و خلاقیتشان را بسیار بالاتر از مستمری ها، آب باریکه ها و بزها بگسترانند و برای توانمند شدن، ایده های خلاق داشته باشند و برای عملی شدن آن ایده ها با بهره گیری از توان گروهی خود تلاش کنند.
پیروز و سربلند باشید